سعید ساناز
جاده ي چالوس
ساناز روسريتو بکش جلوتر. گير ميدن من حوصله ندارما!
سعيد اذيت نکن ديگه. جاده چالوسِ ها. اينجام بايد خفه شم؟ هيچ کس نمي بينه. نترس. فوقشم گير دادن مي کشم جلوتر خوب. اصلا ميخوام راحت باشم.
اَه. ترسوي بزدل. بيا، خوبه؟
بزرگراه همت ساعت 10 شب
کاش اتوبان هميشه انقدر خلوت بود سعيد.
بازم که روسريت افتاده!
گير نده ها. از کِي تا حالا غيرتي شدي واسه من؟ نمي خوام روسري سرم کنم. اصلا نمي خوام حجاب داشته باشم. بايد کيو ببينم؟
ادامه نوشته
ساناز روسريتو بکش جلوتر. گير ميدن من حوصله ندارما!
سعيد اذيت نکن ديگه. جاده چالوسِ ها. اينجام بايد خفه شم؟ هيچ کس نمي بينه. نترس. فوقشم گير دادن مي کشم جلوتر خوب. اصلا ميخوام راحت باشم.
ساناز خانم بي خيال شو خواهشا. جلوتر پليس راه. روسريتو درست کن
اَه. ترسوي بزدل. بيا، خوبه؟
بزرگراه همت ساعت 10 شب
کاش اتوبان هميشه انقدر خلوت بود سعيد.
بازم که روسريت افتاده!
گير نده ها. از کِي تا حالا غيرتي شدي واسه من؟ نمي خوام روسري سرم کنم. اصلا نمي خوام حجاب داشته باشم. بايد کيو ببينم؟
+ نوشته شده در چهارشنبه ۲۷ دی ۱۳۹۱ ساعت 14:25 توسط نوشته شده توسط: غریب
|