چاقویی كه فعلا در حال بریدن دست و پا و سر است.
میگویند
ماهواره یك وسیلهای است كه هم میتوان از آن استفاده درست كرد و هم
نادرست؛ اگر بر فرض هم بتوان از ماهواره در عالم امكان استفاده خوبی هم كرد
ولی آن چیزی كه در عالم واقع در حال تحقق است، غیر از این است و مانند
چاقویی است كه فعلا در حال بریدن دست و پا و سر است.
اگر
الان اما ماهواره را یك عنصر دو منظوره حساب كنیم به نظر می رسد مقداری
نگاه سادهاندیشانه به ماهواره داشتهایم. اینكه چرا باید به موضوع ماهواره
به طور مفصل پرداخت شود آن هم در قشر مذهبی نیاز به توضیح دارد.

مخاطبان
ما یا در دام ماهواره گرفتار هستند یا نیستند، اگر هستند كه باید آگاه
شوند، تا از دام این توطئه و تهاجم رها شوند. کسانی هم گرفتار نیستند باید
آگاه شوند؛ آن هم به دو دلیل: اول آن که ما هیچ گاه نباید از ناحیۀ دشمن
احساس امنیت کنیم و خیالمان آسوده باشد و فكر نكنیم كه دشمن دور ما را یك
خط قرمز كشیده است و كاری به ما ندارد، درست است كه دشمن از آن حكمتی كه در
فضای دینی وجود دارد برخوردار نیست اما وسوسههای شیطانی در دشمن موج می
زند و به همین دلیل در دام وسوسه های شیطان افتادند مخص به كسانی نیست كه
بالكل از فضای دینی دور هستند بلكه شیطان ابزارهای خاص خودش را دارد. گاهی
به جهت اعتماد بیش از اندازه به خودمان و به جهت ناآگاهی از دسیسهها
میبینیم که دشمن از غفلت ما استفاده کرده و خدای ناکرده ضربهای کاری به
ما وارد کرد.
نكته
دوم آن است كه ما الان در جنگ نرم هستبم. مشغول مبارزه در جبهه تهاجم
فرهنگی هستیم. ما به عنوان کسانی که درد دین داریم و دل در گرو دین داریم،
به عنوان یك سرباز در جبهۀ فرهنگی باید با دامها و دسیسههای دشمن آشنا
باشیم. بدانیم تا خودمان در مقابل کسانی که در دام این جرثومۀ فساد گرفتار
شدهاند به اندازه توان كمك كنیم. سرباز جبهۀ فرهنگی مگر میتواند بدون
آگاهی نسبت به نقشۀ دشمن کاری از پیش ببرد؟
اولین
كاری كه باید كرد ریشه یابی است و باید به دلایل خرید ماهواره در خانواده
ها دقت كرد و نمیتوانیم تمام دلیلها را به بی قیدی خانواده بگذاریم.
مطمئنا دلایل مختلفی دارد كه باید به آن پرداخته شود.
دلایل خرید ماهواره
اولین
دلیل در بحث گرایش به ماهواره ناآگاهی است. بسیاری از افراد دربارۀ
برنامههای ماهوارهای بسیار ساده اندیشانه قضاوت میکنند. این افراد به
جهت ناآگاهی از اهداف پشت پردۀ این شبکهها اعتماد ساده لوحانهای به آن
دارند.
راه درمان این مسئله آگاهی بخشی است. آگاهی بخشی باید در سه بعد انجام شود.
اول،
آگاهی بخشی نسبت به متولیان پشت پرده این رسانهها، متاسفانه برخی این
متولیان آدمهای دلسوزی میدانند كه دلشان به حال اوقات فراقت ما سوخته است
و حالا آمده اند شبكه های ماهوارهای فارسی زبان را دایر كردند تا ما تو
اوقات فراقت حوصلهمان سر نرود و افسردگی نگیریم! باید ببینیم این افراد چه
كسانی هستند كه دارند برای ما برنامه ریزی می كنند. این نكته بسیار مهمی
است.
دوم،
آگاهی بخشی در بعد اهداف این رسانههاست. واقعا اینها دنبال چه چیزی هستند
كه این قدر هزینه میكنند و این قدر خرج می كنند برای اینكه یك شبكه فارسی
زبان راه انداخته و یا شبكههای دیگری كه ما بتوانیم از آنها استفاده
كنیم.
سوم،
آگاهی بخشی در بعد شیوهها است، اینها با چه شیوههایی آمده اند و در
خانههای ما جا گرفتهاند. ما چشم باز كردیم و دیدیم در بعضی از خانهها
آنتنهای ماهواره قرار گرفته است، چه اتفاقی افتاد كه اینها توانستند
خودشان را در خانههای ما جا داده و بعضی از ما را هم پای برنامههای
خودشان نگه دارند.
متولیان شبکههای ماهوارهای چه کسانی هستند؟
درباره
آگاهی بخشی در بعد متولیان باید گفت كه آشنایی با متولیان شبکههای
ماهوارهای میتواند هشدار دربارۀ این شبکهها را تأثیرگذارتر کند.
در
حال حاضر بیشترین شبکههای ماهوارهای دنیا از کشور آمریکا مدیریت
میشوند. 90 درصد رسانههای آمریكایی هم دست صهیونیستها است و اغلب
برنامههای ماهوارهای در شبكههای فارسی زبان هم توسط صهیونیستها دارد
اداره میشود.
با
این آمار باید گفت كه تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل! صهیونیست یك
دشمن اصلی در دنیا برای خودش میشناسد و آن هم شیعه است. و در برخورد با
شیعه یك كشور را می شناسد كه اصلی ترین مانع او در راه رسیدن به اهداف
جهانخوارنه اش است و آن كشور هم ایران است.
اینكه
صهیونیست برای ما شبكه فارسی زبان با گرایش خانوادگی برای ما میسازد كه
صبح تا شب برای ما فیلم وسریال پخش میكند باید ما را به هوش آورد كه چه
اتفاقی دارد میافتد.
به
صورت رسمی اعلام كردند كه ما برای اینكه بتوانیم با جمهوری اسلامی ایران
مبارزه كنیم باید با ابزار رسانه به سراغ ایران رویم چون ابزار نظامی
كارساز نیست.
حالا باید درباره اهداف شبكههای ماهوارهای با گرایش خانواده سخن بگوییم.
جالب
است كه برخی از شبكههایی كه الان در حال تاسیس است فقط و فقط برای
خانواده است. یعنی ابتدا تا انتها تنها خانواده و زن را نشانه گرفتند. مثلا
به مباحث سیاسی نمیپردازند و كاری به مسائل سیاسی و اقتصادی ندارند. اصلا
برخی از این شبكهها مجری ندارند و پشت سر هم سریال پخش می شود. صددرصد
سریالها هم خانوادگی است برای محقق كردن اهداف غرب.
غرب
برای تحقق دهکدۀ جهانی که کدخدای آن خودش باشد، یک مانع بسیار بزرگ
میبیند و آن هم اسلام است. مبانی دینی با مبانی غربی در تعارض است و کسی
که پایبند مبانی دینی است، نمیتواند در مسیر اهداف تمدن غربی گام بردارد.
مدتها است که غرب به این نتیجه رسیده که باید به هر نحو ممکن این مانع را
از سر راه خود بردارد.
او
برای مبارزه با این مانع کارهای مختلفی را انجام داده و میدهد که خود بحث
مفصلی است؛ اما یکی از اصلیترین راهکارهای غرب برای رسیدن به این هدف،
فاسد کردن مسلمانان است. آنها معتقدند اگر ما بتوانیم جوان مسلمان را، به
ورطۀ فساد بکشانیم، به صورت غیرقابل تصوری توانستهایم این مانع بزرگ را از
سر راه خود برداریم. در این میان توجه ویژهای به بحث خانواده کردهاند؛
چرا كه دیدهاند بافت سنتی و دینی یك خانواده شیعی یك مانع بسیار بزرگ در
سر به فساد كشاندن جوانان است به همین دلیل به این نتیجه رسیدند كه ما اگر
بتوانیم فساد را به متن خانواده ایرانی بكشانیم و توسط خود خانواده به این
هدف برسیم كارمان چندین برابر آسوهتر میشود.
برای
رسیدن به این هدف باید یك برنامهای را طراحی كنیم برای رساندن پای شبكه
های ماهواره ای به داخل خانه ها برای این كار هم شبكههایی را تاسیس كردند
كه سریالها و فیلمهای جذاب و دنباله دار است و با یك فریب كاری هایی
زمینه را برای قبولاندن خود در خانوادههایی هم كه تا اندازهای تقیدات
اخلاقی دارند فراهم كنند.
یکی
از اصلیترین اهداف شبکههای ماهوارهای فروپاشی کانون خانواده است. اگر
بخواهیم اندکی جزئیتر از این سخن بگوییم باید گفت که برخی از اهداف اصلی
این شبکهها عبارت است از:
1. ایجاد خانوادههای بیقید در برابر خانوادههای سنتی
خانوادههای
مورد نظر این شبکهها نباید در بند قواعد سنتی خانواده باشند؛ به ویژه
سنتهایی که ریشۀ دینی دارد. به عنوان مثال خوب است به چند مثال اشاره کنم.
این
که در خانوادهای پوشش مادر و خواهر در مقابل فرزندان پسر خود حساب شده
باشد، مطلوب است. واقعاً نباید به این بهانه که مادر و خواهر از محارم
هستند، در مقابل پسر خانواده هر طور که میخواهند بگردند. اگر غرب بتواند
در محیط خانه تعریف خودساختهای از عفاف ارائه دهد، میتواند سد عفاف را در
محیط جامعه هم به راحتی بشکند. به این معنا كه اگر بتواند به مادر و دختر
خانواده بقبولاند كه پسرت باید یك پوشش متفاوتی از پسر همسایه داشته باشد،
اگر بتواند این محدودیت را بردارد، یك رابطه نزدیكی را بین محارم میتواند
در خانواده تولید كند كه نتیجه آن در بیرون خانواده مشخص می شود. یعنی غرب
توانسته با رسانه مادر و خواهر را در خانواده زمینه تحریك پذیری پسر
خانواده قرار دهد كه ما در مشاورهها با این موضوع درگیر هستیم.
روشن
است كه منظور ما از پوشیده بودن، چادر و روسری و مقنعه سر كردن نیست، بلكه
باید یك حدی را باید رعایت كنند كه برای شنوندگان روشن است.
پسر
خانواده به ما می گوید به خاطر پوششی كه در خانه مادر یا خواهرم در مقابل
من دارد، ذهن آرامی ندارم و جزو عوامل تحریك من شدند. وقتی وارد خانواده
میشویم برای بررسی این موضوع، می بینیم تا 5 – 6 سال پیش اینطور نبود.
مادر
یا خواهر این خانواده به ما میگوید این پسر در هنگام ورود به خانه یا
خارج شدن از آن یا در هنگام خواب رفتاری از خود بروز می دهد كه من احساس
میكنم كه قصد و نیت سوءی دارد. وقتی ریشهیابی میكنیم میبینیم كه در
بسیاری از این خانوادهها از وقتی كه شبكههای ماهوارهای آمده و پوششهای
خانوادگی را به نمایش گذاشتند و مادر و دختر در مقابل پدر و پسر در خانه
پوششهای نامناسبی داشته و آرام آرام قبح پوشش نامتعارف دختر و مادر در
برابر پسر خانواده ریخته شده است و دیگر زشت نمیبیند و به همین دلیل دیوار
و سد شكسته شده است.
ارتباط
دختر و پسر در محیط فامیل باید یك ارتباط حساب شده ای باشد. ما نامحرم و
نامحرمتر نداریم اما در این سریالها به اسم میهمانیهای شبنشینی بین
فامیل نامحرم ارتباطهایی در حال برقرار شدن است كه نمایش مكرر آن باعث
شكسته شدن قبح آن میشود.
در
خانوادههای سنتی پدر و مادر از جایگاه ویژهای برخوردار هستند. جایگاه
ویژۀ پدر و مادر به صورت طبیعی مانع بسیاری از انحرافات است. وقتی فرزند در
تصمیمهای خود به نظر پدر و مادر هم توجه میکند و در کارهایی که میخواهد
انجام دهد از والدین خود اجازه میگیرد و در یک کلام خودسر نیست، راه برای
تن دادن به کارهایی که نهاد خانواده را تحت الشعاع خود قرار میدهد تنگ
میشود؛ اما در شبکههای ماهوارهای یکی از اصلیترین کارها خارج کردن پدر و
مادر از محوریت خانواده و معرفی آنها در اندازۀ زمینهساز تولد است؛ یعنی
پدر و مادر کسانی هستند که به جهت قانون طبیعت زمینهساز تولد فرزند هستند
و باز هم به جهت همین قانون طبیعت باید تا مدتی که فرزند توانایی مراقبت
از خویش و پاسخ به نیازهای روزمرۀ خود را ندارد، از او مراقبت کنند اما
وقتی که فرزند از آب و گل درآمد، پدر در حد یک کارگر برای تأمین مخارج و
مادر هم در حد یک خادم برای انجام وظایفی مانند آشپزی و رخت شستن و اتو
کشیدن و ... پایین میآید. در این خانواده پدر و مادر نقشی در تربیت فرزند
خود ایفا نمیکنند. دیگر راضی نگه داشتن والدین هم از دغدغههای فرزند مدرن
نیست، این دغدغه برای انسانهای عقب افتادهای است که نمیخواهند تغییر
زمانه را بپذیرند؛ این موارد همه به دنبال آن است كه آن مولفههای خانواده
دینی را تحت الشعاع قرار میدهد.
بدون
اینكه حساسیت خاصی ایجاد كنند باورهای ما را قله به قله فتح می كنند.
خانواده بی قید را در مقابل خانواده دینی و سنتی علم میكنند اگر خانواده
از حالت مقید بودن و دینی خود بیرون آمد آن جامعه محكوم به فناست كما اینكه
در غرب این اتفاق در حال افتادن است.
من
برای معرفی این شبكههای ماهوارهای كلمه درخوری را پیدا نكردم،اینكه
بگویم خیلی بیرحم و دژخیماند و بویی از انسانیت نبرده اند. نمیتوانیم به
همین اندازه اكتفا كنیم كه شبكههای ماهوارهای تنها دنبال غیر متعارف
كردن پوشش هستند، ای كاش در همین اندازه باقی میماند. غرب اینها را مقدمه
ورود به برخی از مسائل می داند یكی از آنها این است.
+ نوشته شده در جمعه ۱۴ مهر ۱۳۹۱ ساعت 10:45 توسط نوشته شده توسط: غریب
|